مالاکیتی (سایه_روشن)

تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس

هر جلسه که با مشاورمون(کاری) صحبت می کنم٫ بعدش به هم می ریزم.

انگار این آدم میاد تمام حقایق زندگی من رو به روم بیاره و دچار برون ریزی میشم ...

«تو دوست داری فلان مدل باشی ولی کاری براش نمی کنی» [زندگی توی رویا]

خدایا ازت قلبا می‌خوام منو به سمت مسیر حقیقی ام هدایت کنی و از دست ِ شاخص و pi و kpi و نقشه فرایندی نجات بدی...

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ نويسنده x |