|
تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس |
براش از شباهت عجیب مربی ام بهش میگم
اونم میگه یه نفر رو دیدم عین تو بود با همین رنگ شالی که سرت هست داخل یه ماشین کنار دست یه پسر . تعقیب و گریز می کنه تا به اون ماشین برسه و یک لحظه میبینه صرفا شباهت بوده😃
اینا رو داشت برام تعریف می کرد غش کرده بودم از خنده
بعضا این جمله درموردش میاد تو ذهنم :
کم دردسر داریم ؛ اینم روز به روز خوش قیافه تر و جذاب تر میشه :|
#help
مبادا وقتی بیایی که دگر نخواهمت....
میشه ازتون خواهش کنم واسه دوست وبلاگیم دعاکنید ؟؟؟
که مشکلش به سریع ترین و عجیب ترین حالت ممکن حل شه و همه ی از دست رفته ها کامل دوباره بهشون برگرده 🌱🌹
دچار یه تضاد بدی شدم ....
دلم یه اتفاق جدید و متفاوت مثبت میخواد و در عین حال حوصله اش رو ندارم . ازین که هیچ پیام و تماس خوشحال کننده ای روی گوشیم ندارم؛گاهی دلگیر میشم کمی ....
*****
پی نوشت : یه جورایی شده معلم من ...
هر روز با عشق از مدل قهوه و دستگاه قهوه ساز و گل های جدید و سازمان های جدید میگه ....
هر روز یه سری چیزای جدید می شنوم و واسه فراموش نکردن اسامی شون ،یادداشت شون می کنم
پیامش رو اول صبح می بینم و کلی می خندم ...
#خدا از دهنت بشنوه 🤣