|
تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس |
پس از ده روز که تلفنی صحبت کرده بودیم بالاخره رفتم و دیدم ...
به دلم نشست٫احساس می کردم با آدم منصف و خوبی طرف هستم
امیدوارم پر از خیر و برکت باشه و اگر به صلاح هست راه هموار بشه 🤍
امیدوارم ایگرگ بزرگ نخواد بهانه گیری کنه٫ هر چند قاطع صحبت کردم باهاش که من تصمیمم رو گرفتم ولی خب به هر حال پدر هست و نگران
امروز طی تلفنی صحبت کردن مون دیدم بخش زیادی از نگرانی ها و احتیاط های زیادم به اون رفته :(
#خدیا شکرت 🤍🫂🌹