مالاکیتی (سایه_روشن)

تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس

براش از شباهت عجیب مربی ام بهش میگم

اونم میگه یه نفر رو دیدم عین تو بود با همین رنگ شالی که سرت هست داخل یه ماشین کنار دست یه پسر . تعقیب و گریز می کنه تا به اون ماشین برسه و یک لحظه میبینه صرفا شباهت بوده😃

اینا رو داشت برام تعریف می کرد غش کرده بودم از خنده ‌‌‌‌

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۲ساعت ۱۰:۰ ب.ظ نويسنده x |