|
تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس |
تو اوج کرونا به دنیا اومد. همون اول اول هاش !
از اونجایی که فامیل دور بود و دید و بازدید این مدت کم ، فقط عکسش رو دیده بودم و خودش رو نه .
همون بار اولی که عکسش رو دیدم فهمیدم یه "دخملی " معمولی نیست و از اون آتیش پاره هاس . از همونایی که یه شهر روی انگشتشون می گردونن .
تا این که دیروز برای اولین بار ، دیدمش .
من اولین باری که با هر بچه ی بالای یکی دو سالی چشم تو چشم بشم ، بلااستثنا بهش اخم می کنم و رومو اونور می کنم :)) این واکنش ارتباطی به این که ازون بچه خوشم میاد یا بدم میاد نداره و یه سلام عمومی هست بهشون :))))
تا به امروز به جرات بهتون میگم تو این سال ها بعد از این واکنش ، ۹۰_ ۹۵ درصد این بچه های کوچولو ، با تعجب به من چشم دوختن که ببینن واکنش بعدیم چیه ؟ و تلاش می کرون ارتباط چشمی برقرار کنن. بعضی ها مصرانه نگام می کنن و تقلا می کنن برای نگاه دلبرانه و خنداندن من ، بعضی ها همین جوری در بهت باقی می مونن . عده ی کمی هم ناامید میشن و به ادامه کارشون میرسن .
برمی گردیم سر این " دختر وروجک فامیل دور " . ازین دختر نازنازی غرغرو ها بود :))) اینایی که بغل هیچ کس نمیرن و اگر نگاشون کنی و بهشون توجه نشون بدی نق میزنن و با جیغ میگن " نکن!"
کلا دوست داشت کسی کاری به کارش نداشته باشه (یه چیزی تو مایه های خودم 🤣"
مامانش آوردش نزدیک ما ... همه داشتن قربون صدقش می رفتن که لوس لوسانه و با جیغ خطاب بهشون گفت " نکن!" همزمان با نکن گفتن هاش هم صورتش رو با دو دستش می پوشاند و ژست کلافه طور می گرفت .
به لحظه هم با من چشم تو چشم شد طبق معمول اخم کردم و روم رو اونور کردم دوباره با جیغ این بار خطاب به من گفت " نکن!"
همون جا بود که مهرش به دلم نشست و مطمئن شدم تشخیصم درست بوده که این "با همه ی آتیش پاره های فامیل فرق داره"🤣
نکته: اولین فسقلی بود که واکنش دفاعی در مقابل اخم من داشت😈