مالاکیتی (سایه_روشن)

تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس

۱۳ اردیبهشت _ رور چهارشنبه

یک ساعت از ساعت قرار گذشته بود و یقین داشتم دیگه نمیاد ...

وسیله هام رو جمع کرده بودم که برم و کنج در دیدمش ... پلک میردم مطمئن شم خودشه یا نه ؟!

+ تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت ۶:۱۲ ق.ظ نويسنده x |