مالاکیتی (سایه_روشن)

تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس

چند وقت قبل اتفاقی من رو توی آسانسور دید ....

برگشت بهم گفت " چه سعادتی!"

منم نمیدونستم چی بگم در جوابش با همون حالت خاص ِ پوکر فیسم گفتم " سعادت از ماست"

بعد چند روز هنوز یاد " سعادت از ماست " میفتم خندم می گیره . بر وزن تعارفی که میگن خدمت از ماست 🤪 ، اومد تو ذهنم

+ تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت ۹:۱۴ ب.ظ نويسنده x |