مالاکیتی (سایه_روشن)

تو این وبلاگ ، وهم و خیال با واقعیت آمیخته اس

روز بسیار سنگینی بود .... سردردم خیلی بد عود کرده بود و به این راحتی قابل کنترل نبود ... واقعا چند ساعت پیچیدم به خودم _مسکن فایده ای نداره براش_شیرینی اثر مساعدی داره روش

اینا رو می نویسم که با خودم مهربان باشم ....

انتقام کارهای نکرده و خواسته های گوش نداده ی خودم رو با این همه غذای بیرون و شیرینی بی روسه پر نکنم که اینطوری بدنم خالی نکنه ‌....

در گذشته به این شرایط می گفتم " بدنم داره ازم انتقام میگیره!!!" حالا که با خودم مهربان‌تر شدم می بینم در واقع این منم که دارم انتقام کار نکرده رو ازش میگیرم ....

خدایا شکرت به خاطر سلامتی .... کمک مون کن تلاشگر برای حفظش باشیم و نا وقتی هم داریمش قدرش رو بدونیم ....

+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۳ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ نويسنده x |